روزهاي نمايشگاه خيلي عالي و بااحساس بود، دوستاني که چهار – پنج ماه بود، نديده بودم و يک عالمه دسته گل که ديگه توي گالري جا نميشد و ميبردم خونه، ممنون از همه عزيزاني که به من و دوستانم اين همه روحيه دادند. يکي از روزهاي نمايشگاه داشتيم در مورد عکسي که هومن از قلعه ملکبهمن انداخته بود، صحبت ميکرديم گفت آن نزديکي سنگنوشتهاي هم هست که کمتر کسي ديده است و ديگه اين افتاد توي ذهن من و با ياشار تنظيم کرديم که جمعه صبح بريم جاده هراز، هم قلعه ملکبهمن را در روستاي شاهاندشت ببينيم و هم آبشار باشکوه آنرا و هم اينکه سنگنوشته را کشف کنيم. با مامان فاطمه و خانم نيکخو يکي از اساتيد بسيار نازنين دانشگاه پليتکنيک ساعت 5 صبح جمعه راه افتاديم. من و ياشار کمتر زماني از جاده هراز يا جاده چالوس مسيرمان را مياندازيم. به نظرمان امنيت جاده فيروزکوه کاملا ميارزد، در ثاني بيشتر اوقات ما ميخواهيم در منطقه سوادکوه اطراق کنيم که از جاده فيروزکوه نزديکتر است. در مسير هراز از گزنک که گذشتيم، حدود دو سه کيلومتري بعد از آن روستاهاي شاهاندشت و شنگلده در سمت راست با طبيعت زيبايشان خودنمايي ميکنند. پلي فلزي در سمت راست خط ارتباطي روستا با جاده است که بعد از عبور از پل به سمت راست مي پيچيد و به دوراهي که رسيديد مسير سمت راست را انتخاب ميکنيد که جادهاي خاکي با فاصله زماني يک ربع ساعت تا بيست دقيقه شما را به ابتداي روستاي شاهاندشت مي رساند. روستا مسير ماشين رو ندارد و به نظر من بسيار عاليست، پارکينگ وسيعي ابتداي روستا وجود دارد و شما با طيب خاطر مي توانيد ماشين را بگذاريد و به ديدن آبشار و قلعه برويد. براي ديدن قلعه ملکبهمن يک راه از روستا و داخل باغ ها ميگذرد و ديگري از کنار آبشار. اگر از مسير کنار آبشار مي خواهيد برويد بالا حتما وسايل الکترونيکي را آببندي کنيد که بادي از طرف آبشار ميوزد که قطعا لباسها و کليه وسايل همراهتان را خيس خواهد نمود. مسير قلعه بعد از آبشار، شيب نسبتا تندي دارد که پيشنهاد ميکنم به صورت گروههاي کوچک که افراد آمادگي کافي داشته باشند، حرکت نماييد. اين قلعه که در سال 45 هجري قمري ساخته شده است متعلق به حاکم رويان و کجور بوده که از حکام پادوسبان بوده و سطح قلعه 220 متر بالاتر از سطح روستا ميباشد و ضخامت ديوارهاي قلعه بين دو تا سه متر ميباشد. درختان روستا بيشتر آلبالو و گيلاس و گلابي مي باشد و روستاي بسيار تميزي است که نشان از هشياري و همت اهالي آن دارد. بعد از خروج از روستا مسير را به سمت آمل ادامه مي دهيم. قبل از اينکه به تونل برسيم تابلويي در سمت چپ ديدم که نوشته بود شکل شاه، تابلويي از ميراث فرهنگي که مسلما در مورد حجاريي که من بهدنبالش بودم، توضيح داده بود، اما اصلا در شرايطي نبوديم که بتوانيم بايستيم.
داخل تونل سمت چپ، مسير بازي به رودخانه وجود دارد که دقيقا روبه روي نقش برجسته در مي آيد، وليکن داخل تونل که به هيچ وجه نميتوان ايستاد و به نظر من بهعنوان نشانه، کارآيي دارد، بعد از تونل ايستاديم. سمت چپ که بنا بر گفته ها نقش برجسته در آن مسير بود، سگ بزرگ خشمآلودي پارس ميکرد، منتظر بودم فردي از کانتينر بيايد بيرون که بابت سگ مطمئن شوم و بروم آنطرف خيابان. منم که از برنامه سبلان سالها پيش، ترس از سگ برايم بهيادگار مانده، ميخواستم بشينم گريه کنم، فکر ميکنم تنها دوستانم که بهاندازه من علاقه به ديدن خرابهها و آثار گذشتگانمان دارند، متوجه ميشوند در آن لحظات چه ميکشيدم، بالاخره دو پسر جوان آمدند بيرون و ازيکي از آنها مسير را پرسيدم، ياشار هم آمد، دوباره برايمان توضيح داد و آخرش گفت ميخواهيد با شما بيام، منم از خدا خواسته گفتم آره. از جاده بايد بيست دقيقهاي پياده تا آنجا برويد، سمت راست است و اصلا عبور از رودخانه نداريد، مسير نسبتا به صورت پاکوب مشخص است، يکي ديگر از علايم آن غار ماننديست که سمت چپ رودخانه مي بينيد و در اصل همان سوراخيست که از داخل تونل روبهروي "شکل شاه" در ميآيد. اين نقش به طول هشت متر،به خاطر تقدير از زحمات ناصرالدينشاه در تعمير و به سازي جاده لاريجان، حجاري شده است. فوقالعاده بود، در نزديکي جاده هراز و روي رودخانه در همان مسيري که پياده رفته بوديم، خرابه هاي پلي وجود دارد که در زمان قاجار دوطرف رودخانه را بههم وصل ميکرده است. در مسير برگشت ميخواستيم جايي ناهار بخوريم، سمت چپ که رودخانه روان بود، مسيري خاکي به سمت رودخانه وجود داشت، رفتيم که برويم داخل، آقايي آمد جلو و گفت هزينهاش را بدهيد، ما را تجسم کنيد، شوکه شده بوديم، از کي تا بهحال کنار رودخانه رفتن پول ميخواهد؟ ثانيا چه سرويسي ميدهيد که بهازاي آن پول ميخواهيد؟ ياشار گفت رسيد لطف کنيد، آقايي که جلوي ماشين ايستاده بود گويا نميدانست رسيد چي هست و ترجيح داديم از مسير ديگري برويم کنار رودخانه که کسي جلوي وروديش نايستاده باشد، من که هنوز متحيرم
۷ نظر:
سلام . خيلي خوشحالم كه نمايشگاه شما برگزار شد و خيلي متاسفم كه نتونستم ببينمش.....شاد باشيد و مموفق
hi, thanks for your comment on my blog. i was really glad to hear from midle east. cause i wanna travel around midle east. but i've no right to enter the most sacred city mecca. it's pity... but it's better to keep it holy. i've seen so many places have been destroyed by people's inrespection during my travel. i don't want mecca would be one of them. i check my blog sometime. but i dont feel like to post now. i can't read arabic, but you have great pictures on your blog. it's so nice;-)
vaay jeddan khosh be haaletoon arezoome man ham hamchin safarhai beram...weblogetoon ro az ebteda khoondam..jeddan kheili khoshbakhtid...man chejoori mitoonam be hamchin safrhai beram:( arezoome manam mitoonestam ba shoma basham too didane hamchin jahai:)
با درود
عکسهای خیلی زیبایی بود ولی چرا اینقدر کم ؟ توی حسرت دیدن تصاویر بیشتر هستم :))
سپاسگزارم و بدرود
hi
afarin kheili mofid tozih dadi.
ye jorayi webloget ba safa bood.
mer30 sar zadi be man, bazam bia.
movafagh bashi
خانم آويشا رودگون
سلام
امروز مطلبي را كه درباره سفر يكروزه شما و همراهانتان به روستاي شاهاندشت در تاريخ 27 مي 2006 در وبلاگ خود نوشته بوديد خواندم. از قلم شيوا و روحيه قابل تحسين شما لذت بردم. اما در اين باره مطالبي وجود دارد كه مي خواهم خدمتتان عرض كنم.
1. آيا ممكن است منبع مطالبي را كه درباره قلعه ملك بهمن گفتيد ذكر نماييد(اگر مطلب را از شخصي شنيده ايد هم مهم نيست، رواي را معرفي كنيد).
2. روش هاي مطالعات اجتماعي بخصوص مطالعات روستايي مي توانند در مواردي به شما در سفرهايتان براي كسب اطلاعات بيشتر و با اعتبار بالاتر كمك كنند. بنابراين به شما پيشنهاد مي كنم كه در اين باره چند كتاب را ملاحظه فرماييد. يا با اساتيد اين حوزه صحبت كنيد. (با توجه به آنكه سفرهاي شما كوتاه مدت است و احتمالاَ هزينه آن نيز محدود، به نظر من تكنيكهاي روش موسوم به (Participatory Rapid Appraisal) PRA مناسب باشد).
3. روستاي شاهاندشت نيز مانند بسياري از روستاهاي ايران و شايد قريب به اتفاق آنها با مشكلي مواجه است به نام دفن زباله، سي چهل سال پيش مسئله زباله روستايي معني نداشت، زباله ¬در نهايت به كود تبديل مي شد، چيزي هم كه به كود تبديل نمي شد، زباله نبود، اما با تغيير الگوي مصرف در روستاهاي ايران مسئله زباله روستايي بوجود آمد. همانطور كه مي دانيد، دفن و بازيافت زباله نياز به يك سيستم منسجم و هزينه بر دارد. در شهرها شايد هزينه آن مقرون به صرفه باشد (هرچند در شهرهاي ايران نيز دفن و بازيافت اصولي زباله انجام نمي شود. منطقه سراوان در حوالي رشت، يا اطراف شهر زاهدان، و بنظرم كم و بيش تمام شهرهاي ايران شاهد اين مدعي باشند.) ولي در روستاها چنين نيست. گذشته از آن در روستا¬ها هيچ دستگاهي متولي دفن يا بازيافت زباله نيست.
4. فرق شاهاندشتي ها (كه شما با كمال حسن نيت آنها را مردمي هشيار با همتي عالي خوانديد) اين است كه زباله را از سطح ده جمع مي كنند و در مراتع بالاتر موسوم به گنبد سي مي ريزند. بالاي پاركينگ بزرگي كه از آن ياد كرديد ( و آن هم براي خودش داستاني دارد) تپه¬اي هست كه من نام واقعي آن را نمي دانم. احتمالاَ جزو همان مراتع گنبد سي است. بين اين تپه و منطقه گنبد سي منظره دردناكي وجود دارد، بخصوص براي كسي كه پيش از آن اين مرتع را ديده باشد، دريايي از زباله، شيره زباله وارد خاك شده، بوي مشمئز كننده آن قابل تحمل نيست. دوست عزيز اهالي هشيار ده با همت عاليشان طبيعت روستا را آلوده مي كنند، چه فايده كه كوچه¬هاي دهاتشان تميز است.
5. لابد متوجه شديد كه آب شرب روستا از آب آبشار است، بالا دست مخازن آب در فصل بهار و تابستان گله¬هاي گوسفند نگهداري مي شود. و اين قصه سر دراز دارد ( روزگاري در اين سرزمين آب مقدس بود، و براي خودش الهه¬اي داشت. برايش معبد مي ساختند. يك روز مهريه فاطمه زهرا بود. مع الاسف انگار امروز ديگر حرمتي ندارد).
6. زيبايي¬هاي لاريجان به قلعه ملك بهمن، آبشار شاهاندشت، و شكل شاه ختم نمي شود. اكثر روستاهاي اين لاريجان براي خودشان عالمي دارند. در همين شاهاندشت هم مي توانستيد بجز باغهاي زيباي بهاري، قلا (يا آنطور كه شما مي گوييد قلعه ملك بهمن) و آبشار نقاط ديدني بيشتري ببينيد. شونا تنگ ( دشت شونا)، آستنگه (الياس تنگه)، گنبد سي (كه به نظر من بسيار ديدني تر از قلعه بود)، آبشار دوم، عروس داماد، خوزك، سني، دژمار، دو تا تكيه قابل توجه، و كلي مسجد و حتي گورستان ده. اگر 15 سال زودتر آمده بوديد مي توانستيد، سرديسر را هم ببينيد. ساعتها ذهنتان را به خودش مشغول مي كرد كه در اوج گرماي مرداد چرا پايين اين گودال دما صفر درجه سانتي گراد است. اما اهالي هشيار روستا در راستاي آباداني ده گودال را به باغ تبديل كردند.
7. در مورد قلعه هم اگر به عكس¬هاي قبلي يا حافظه اهالي مراجعه كنيد بزرگتر از اين بوده است كه شما ديديد. بخشي از آن به واسطه گردش باد و باران خراب شده و بخش ديگر را روستاييان با همت عالي! كه داشتند، خراب كردند، تا باغهاي زيباي ده وسيع تر شوند. بستگي دارد بيشتر طرفدار باغ و راغيد يا ابنيه تاريخي را دوست داريد.
8. وقتي از زيباييهاي ده شاهاندشت صحبت كردم، لازم است درباره مشكل توريسم منطقه هم مطالبي را خدمتتان يادآوري كنم. در اين باره يك مشكل فرهنگي وجود دارد. قريب به اتفاق اهالي گردشگران را دوست ندارند. گردشگران هم به حريم زندگي اهالي احترام نمي گذارند. اين قصه سر دراز دارد. اما تا همينجا هم نوشته من خيلي بيشتر از حد متعارف به درازا كشيده است.
در پايان بار ديگر از شما استدعا مي كنم، منبع روايات مربوط به قلعه ملك بهمن را ذكر نماييد و دوستانه توصيه مي كنم .
با تشكر
ارسال یک نظر