آرتان در حال آب دادن به مورچه ها با دمپايي هاي بچگي مامان*علاقه آرتان به لودر و كاميون باعث شد كه همسايه بغلي ما خونشون رو بكوبند و ما اين شب ها با ديدن لودر عظيم الجثه اي به خواب مي ريم كه هيبتش من رو مي گيره، تا به حال از اين نزديك كاركردش رو نديده بودم، كلي خودم رو انكار كردم كه پيش آرتان از واژه ترس استفاده نكنم، اما آرتان حسابي لذت مي بره و همش مي گفت پس چرا كاميون نيامده كه لودر خاك ها رو توش بريزه.
** از چند منبع شنيده ام كه هيچ چيزي به اندازه طبيعت براي كودكان اهميت ندارد، با بابا و آرتان جمعه رفتيم دشت لار كه شقايق ها رو ببينيم، هنوز غنچه ها در نيامده بودند، اما طبيعت سرسبزش ما رو زنده كرد و آرتان هم با كاميونش كلي سنگ جابجا كرد، رو سنگ هاي روبه رو هم كلي آگاما ورجه وورجه مي كردند كه حسابي چاق و چله بودند، آگاما مارمولك هاي بزرگ هستند كه پوستشون خيلي زبرتر از مارمولك هاييست كه ما در شهر مي بينيم، بزمچه هاي كوچك هستند، اينقدر چاق بودند كه آرتان گفت اين ها لاك پشتند، بي راه هم نمي گفت؛ آگاماها اگر چه ظاهر خوشايندي ندارند، اما بي خطرند، خيلي كه احساس خطر كنند ممكن است گاز كوچولويي بگيرند. برا دوستاني كه برا ديدن شقايق ها مي خواهند بروند دشت لار دو هفته آينده به بعد را پيشنهاد مي كنم، ما كه دوست داريم همراهي داشته باشيم، اگه مايل بوديد با هم برويم
*** به پيشنهاد دوستاني كه سخنراني هاي آقاي سلطاني رو توصيه كرده بودند مجموعه كودك متعادل را از گلدونه ها خريدم، اما آنچه من خريدم تصويري بود كه در هر playerي نمي توان استفاده كرد، البته خود فروشنده گلونه ها هم مطلع نبودند، چون من گفتم صوتي مي خوام، نه تصويري، گفتند ما تصويري نداريم، اگر قصد تهيه اين مجموعه را داريد من صوتي آنرا پيشنهاد مي كنم
**** آرتان تنهايي غذا نمي خورد، هميشه بايد به فردي لقمه اي، بيسكوييتي، بدهد و خودش هم همراهي كند
***** آرتان وقتي دارد سرسره بازي مي كند، اگر بچه ديگه اي نزديكش باشد مي كشد كنار تا خلوت خلوت شود و كسي نباشد و آرتان برود بالا، مبارزه نمي كند، مقداري مرا در فكرفرو مي برد، بهش مي گويم اون توپ رو بردار، مي گه مال ني ني يه، مال من نيست، اما بيشتر اوقات با دادن اسباب بازي هاي خودش به ديگران مشكلي ندارد.
** از چند منبع شنيده ام كه هيچ چيزي به اندازه طبيعت براي كودكان اهميت ندارد، با بابا و آرتان جمعه رفتيم دشت لار كه شقايق ها رو ببينيم، هنوز غنچه ها در نيامده بودند، اما طبيعت سرسبزش ما رو زنده كرد و آرتان هم با كاميونش كلي سنگ جابجا كرد، رو سنگ هاي روبه رو هم كلي آگاما ورجه وورجه مي كردند كه حسابي چاق و چله بودند، آگاما مارمولك هاي بزرگ هستند كه پوستشون خيلي زبرتر از مارمولك هاييست كه ما در شهر مي بينيم، بزمچه هاي كوچك هستند، اينقدر چاق بودند كه آرتان گفت اين ها لاك پشتند، بي راه هم نمي گفت؛ آگاماها اگر چه ظاهر خوشايندي ندارند، اما بي خطرند، خيلي كه احساس خطر كنند ممكن است گاز كوچولويي بگيرند. برا دوستاني كه برا ديدن شقايق ها مي خواهند بروند دشت لار دو هفته آينده به بعد را پيشنهاد مي كنم، ما كه دوست داريم همراهي داشته باشيم، اگه مايل بوديد با هم برويم
*** به پيشنهاد دوستاني كه سخنراني هاي آقاي سلطاني رو توصيه كرده بودند مجموعه كودك متعادل را از گلدونه ها خريدم، اما آنچه من خريدم تصويري بود كه در هر playerي نمي توان استفاده كرد، البته خود فروشنده گلونه ها هم مطلع نبودند، چون من گفتم صوتي مي خوام، نه تصويري، گفتند ما تصويري نداريم، اگر قصد تهيه اين مجموعه را داريد من صوتي آنرا پيشنهاد مي كنم
**** آرتان تنهايي غذا نمي خورد، هميشه بايد به فردي لقمه اي، بيسكوييتي، بدهد و خودش هم همراهي كند
***** آرتان وقتي دارد سرسره بازي مي كند، اگر بچه ديگه اي نزديكش باشد مي كشد كنار تا خلوت خلوت شود و كسي نباشد و آرتان برود بالا، مبارزه نمي كند، مقداري مرا در فكرفرو مي برد، بهش مي گويم اون توپ رو بردار، مي گه مال ني ني يه، مال من نيست، اما بيشتر اوقات با دادن اسباب بازي هاي خودش به ديگران مشكلي ندارد.









آرتان الان كجاييم؟


































براي هردويمان سخت بود و در اين مورد ياشار به کمکم آمد. مطمئنا آرتان آنجا گريه ميکند، مخصوصا که ميدانم دوست ندارد کسي غير از من پوشکش را عوض بکند و وقتي هم که ميخواهم پوشکش کنم اينقدر شيطنت ميکند که من ميگذارم دور دورش را در خانه بزند و بعد اگر رضايت داد پوشکش کنم، گاها هم اتفاق افتاده که در اين فاصله فرش يا موکت خانه را جاي پوشکش ميگيرد و ... .آرتان عسلم اين روزها ما در سرزمينمان معناي اصطلاح دروغ شاخدار را عينا لمس نموديم، اميدوارم در زندگانيت آنقدر شادماني و نشاط باشد که هيچ گاه به معناي دروغ نيانديشي چه برسد از نوع شاخدارش